تردیدی نداریم که زندگی در حال حاضر ما بهترین شکل موجود برای زندگی نیست. برخی از بخش هایی که ما آن را جزء ضروریات می دانیم در گذشته ای نه چندان دور اصلاً وجود نداشته است. بی تردید اشکالاتی در صورت زندگی کنونی ما هست که با برطرف کردنش مشکلات زیادی حل خواهد شد و نیز جای برخی بخش ها را در زندگی ما پر می کند
اگر به پیشرفت شیوه ای از زندگی که هماهنگ با نظام زندگی باشد علاقمند باشیم دست کم باید بتوانیم برای این پرسش ها پاسخی روشن داشته باشیم: در پس هر یک از اجزای شیوة زندگی ما چه اندیشه ایی نهان است؟ بر اساس اندیشه ایی که رو به جانب حق دارد، سبک زندگی چه شکلی به خود خواهد گرفت؟ آیا می توان به شکل دیگری زندگی کرد؟ آیا زندگی کنونی ما نیازمند تغییر است؟ آیا برگزیدن سبکی خاص در زندگی، بر فرهنگ و اخلاق و اندیشه جامعة مؤثر است؟ اگر سبک زندگی تجلی فرهنگ و اندیشه است، آیا می توان گفت تا اندیشه ای نو در جان مردمان ظهور نکند، تغییر در شیوة زندگی ناممکن یا بی فایده است؟
ما در طول شبانه روز خواسته یا ناخواسته با مسائلی رو به رو هستیم و به برخی می اندیشیم و برخی را رها می کنیم. چه موضوعاتی باید جزو موضوعات روزانه ما باشد و نیست؟ مشغولیت به کدام موضوعات نباید باشد و هست؟ اساساً این باید و نبایدها از چه مبنایی اخذ می شود؟ اگر بر اساس هدف خلقت زندگی را سامان دهیم، خرید کردن و غذا خوردن ما چه شکلی به خود خواهد گرفت؟ آیا می توانیم ساختمان های مان را به شکل دیگری بسازیم. ساعات خواب مان را تغییر دهیم، به موضوعاتی فکر نکنیم، مهمانی هایمان را به شکل دیگری برگزار کنیم. چرا این سبک ها را برای زندگی برگزیده ایم؟ آیا این نمونه ها را بهترین سبک ها یافته ایم؟ مگر قبل از انتخاب هر یک از موارد فوق، گونه های مختلف آن را بررسی کرده ایم تا ادعا کنیم که نمونه های رایج برترین ها هستند؟ اگر چنین نیست آیا در این زمینه تکلیفی نداریم؟
شاید کسی بگوید اصولاً چه اهمیتی دارد که برای تأمین نیاز ها و گذران زندگی خود از چه سبکی استفاده کنیم؟ به اولین قدم تزکیه نفس است. ظاهر و باطن در آن واحد هم بر یکدیگر تأثیر می گذارند و هم از یکدیگر تأثیر می پذیرند. به پس تغییر یکی، تحول دیگری است. اگر توقع داشته باشید کسی که زندگی روزمره اش در گرو تعلقات شیطانی است ، تحول روحانی در زندگیش داشته باشد، توقعی بیجاست.
برای تحول در سبک زندگی باید بتوانیم گذرگاه های اصلی و گذرگاه ها را تشخیص دهیم. تحول در سبک زندگی بسیار سخت است. حتی تحولات کوچک در شیوه زندگی نیز به سادگی اتفاق نمی افتد؛ اما حتی تحول های بزرگ ممکن و شدنی است. اینجاست که واژه بسیار مهم توسعه و پیشرفت در سبک زندگی تعریف می شود.
در مطالب قبلی به توانایی های افراد و مهارتهای موجود در سبک زندگی اشاره شد. می توان گفت سبک زندگی افراد را می توان از طریق مطالعه دو بعد رفتاری انسان سنجیده می شوند:
اگر انسان با محیط پیرامونش تعامل پایداری داشته باشد که بتواند رشد و تکامل فرد و جامعه تضمین شود می توان گفت الگویی بسیار مفید از توسعه و پیشرفت است.
برای پیشرفت آیتم بسیار مهمی داریم به عنوان سبک زندگی.
برای اینکه بتوانیم فرمولی برای فهم بیشتر سبک زندگی و پیشرفت و توسعه ارائه داد می توان گفت سبک زندگی مقوله ای است خرد و در سطح فرد به کار می رود و توسعه و پیشرفت در سطح کلان و در سطح نظام اجتماعی به کار می رود.
سبک زندگی متناسب با عرصه های مختلف پیشرفت در نظر گرفته می شود. باید در نظر داشت که سبک زندگی متناسب با عرصه های مختلف پیشرفت نهادینه خواهد شد. در بالا سطح خرد و سطح کلان سبک زندگی را بیان کردیم به عنوان واسط می توان خانواده، رسانه، مدرسه و دانشگاه، احزاب، مساجد و پایگاه های مذهبی، باشگاه ها و کلوپ های ورزشی و تفریحی، فضاهای مجازی و اینترنت اشاره کرد.
در ضرورت توسعه و پیشرفت جامعه نمی توان مدلی را ارائه داد که مبانی ارزشی، فرهنگی جایی نداشته باشد. با توجه به تجربه توسعه در کشورها و نظام های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی که از دوره مدرنیته و روشنگری بوجود آمده اند حاکی از این امر است که جوامع نتوانستند به وعده ها و آرمانه های خود جامعه عمل بپوشاند (به قول معروف آمدند ابرو را درست کنند چشم رو کور کردند) چون شاهد عوارض و پیامدهای مخربی مانند جنگ ، استعمار، استثمار و اشکال جدید بردگی، آسیب های اجتماعی، از هم گسیختگی نهاد خانواده، انواع بیماری، ایدز، فقر و گرسنگی، و ... را بر جای گذاشتند.
نتایج مطالعات آماری، نشان می دهد که وضعیت جامعه از نظر پاینبدی به اخلاق کار چندان رضایت بخش نیست و ویژگی های لازم برای یک جامعه ایده ال ایرانی- اسلامی را ندارد. نتایج نشان می دهد در جامعه ایران اکثریتی معادل 4/81 درصد اعتقاد دارند که روزی هر کس به قدر قسمت اوست» و 5/89 درصد نیز درخصوص کار و فعالیت اقتصادی به سرنوشت و قضا و قدر باور دارند. از مصادیق و نشانه های بارز ضعف اخلاق کار در ایران، می توان به گریز از محل کار، بی انگیزگی، اتلاف وقت در محل کار، سرگردانی افراد در مراجعات به سازمان ها و ادارات دولتی و خصوصی و... اشاره نمود.
علت ضعف اخلاق کار در ایران، می توان به پارتی بازی، گریز از محل کار، بی انگیزگی، اتلاف وقت در محل کار، سرگردانی افراد در مراجعات به سازمان ها و ادارات دولتی و خصوصی و ... اشاره نمود.
مطالعات زیادی در خصوص وجدان کار صورت گرفته و نشان داده شده که بیش از 32 درصد کارکنان، در سطح ضعیف قرار دارند.
براساس آمار بانک جهانی رتبه ایران در شاخص کسب و کار، که می تواند یکی از نماگرهای فرهنگ و اخلاق کار باشد، در سال 2013، 145، 2012، 144، در سال 2011 و 2010 ، 129 بوده است. این روند نشان می دهد که هر ساله وضعیت ایران در شاخص فضای کسب و کار تنزل کرده است.
نتایج پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان در خصوص شاخص هایی مانند امانت داری، صداقت، پایبندی به قول، دورویی و تظاهر، تقلب و کلاهبرداری که جملگی در شاخص فرهنگ کار قابل بهره برداری و استنتاج هستند، نشان می دهد که وضعیت جامعه چندان مطلوب نیست. به لحاظ امانت داری ۵/47 درصد در حد ضعیف، صداقت در بیش از نیمی از جامعه در حد ضعیف، پایبندی به قول در بین 42 درصد در حد ضعیف، دورویی و تظاهر در بین 8/64 درصد در حد زیاد و تقلب و کلاهبرداری نیز در بین 69 درصد در حد زیاد ارزیابی شده است.
نتایج در دهه گذشته نشان می دهد وضعیت جامعه از نظر پایبندی به اخلاق در سطح پائینی بوده و می توان نتیجه گرفت در بعد اخلاق باخیتم. به عنوان مثال شاهد قتل های پی در پی بودیم که با چاقو صورت گرفته ، مرحوم روح ا... داداشی یکی از قویترین مردان در بین مردم شناخته شد با ضربه چاقو از پا درآمد یا اسید پاشی پی در پی بر صورت دختران جوان و ... این موارد ، مواردی است که نشان می دهد که در مساله اخلاق کشور ما ضعیف عمل کرده، متاسفانه بعد از اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی مطرح می شود که نیز در اخلاق و فرهنگ کاری نیز ضعیف بودیم. بررس یهای صورت گرفته، نشان می دهد که اخلاق و فرهنگ کار در ایران در مقایسه با کشورها و جوامع صنعتی در سطح پائین تری قرار دارد. یکی از معضلات اقتصادی و اجتماعی جامعه ما نبود فرهنگ و اخلاق کاری است.
در پایان و به عنوان نمونه دستور برخی از ویرایش های لازم در فعالیت های جاری مؤمنانه را از کلام بزرگان دین بیان می داریم:
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) می فرمایند:
أُفٍّ لِکُلِّ مُسْلِمٍ لایَجْعَلُ فِی کُلِ جُمْعَةٍ یَوْماً یَتَفَقَّهُ فِیهِ أَمْرَ دِینِهِ وَ یَسْأَلُ عَنْ دِینِهِ؛
وای بر مسلمانی که در هر هفته (دست کم) یک روز را برای فهم امور دینی و پرسش از آن نکوشد.
از سفارش های امیر مؤمنان علی(علیه السلام) به فرزندش امام حسن(علیه السلام):
یَا بُنَیَّ، لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ: سَاعَةٌ یُنَاجِی فِیهَا رَبَّهُ، وَ سَاعَةٌ یُحَاسِبُ فِیهَا نَفْسَهُ، وَ سَاعَةٌ یَخْلُو فِیهَا بَیْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّتِهَا فِیمَا یَحِلُّ وَ یَجْمُلُ، وَ لَیْسَ لِلْمُؤْمِنِ بُدٌّ مِنْ أَنْ یَکُونَ شَاخِصاً فِی ثَلَاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ خُطْوَةٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ؛
فرزندم! مؤمن در فعالیت های خود باید سه زمان را قرار دهد؛ زمانی که در آن با خدا مناجات کند، زمانی که در آن به حساب کشی از نفس پردازد و زمانی که آن را برای لذت های حلال و آراستگی خود خالی سازد. و مؤمن را گریزی نیست که در سه کار حضور داشته باشد: اصلاح امور معاش، گام برداشتن برای آخرت یا لذت های حلال.
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
لَیْتَ السِّیَاطُ عَلَى رُءُوسِ أَصْحَابِی حَتَّى یَتَفَقَّهُوا فِی الْحَلَالِ وَ الْحَرَام؛
کاش تازیانه بر سر اصحاب من می بود که در فهم عمیق حلال و حرام می کوشیدند.
امام خمینی نیز در تنظیم برنامه عبادی چنین فرموده اند:
و آنچه باعث حضور قلب شود دو امر است: یکی فراغت وقت و قلب، و دیگر فهماندن به قلب اهمیت عبادت را؛ و مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانه روزی برای عبادت خود وقتی را معین کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت، و اشتغال دیگری را برای خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد که عبادت یکی از امور مهمهای است که از کارهای دیگر اهمیتش بیشتر؛ بلکه طرف نسبت با آنها نیست، البته اوقات آن را حفظ میکند و برای آن وقتی موظف میکند. ... در هر حال، انسان متعبد باید اوقات عبادتش موظف باشد. البته اوقات نماز را، که مهمترین عبادات است، باید حفظ کند و آنها را در اوقات فضیلت به جا آورد، و در آن اوقات برای خود شغل دیگری قرار ندهد. و همان طور که برای کسب مال و منال و برای مباحثه و مطالعه، وقت موظف قرار میدهد، برای این عبادات نیز قرار دهد که در آن وقت فارغ از امور دیگر باشد تا حضور قلب، که مغز و لبّ عبادات است، برای او میسور باشد.
ما را در سایت سبک زندگی دنبال میکنید
برچسب: تحول و توسعه سازمان,تحول و توسعه در مالزی,تحول و توسعه در مالزی(قسمت دوم), نویسنده: بازدید: 31