سبک زندگی در ارتباط با دیگران

خرید بک لینک

اهمیت و جایگاه

در طول تاریخ همواره افرادی هستند که از معاشرت با دیگران و ارتباط با مردم خودداری می کنندو زندگی را در خلوت تنهایی شان می گذارند و برای این کار خود دلایلی دارند برای نمونه اجتماع را زمینه ساز  گناه و انحراف مى دانند؛ شهر و اجتماع را جایگاه کسانی مى دانند که مشاهده و معاشرت با آنان موجب گمراهى و انحراف است. یکى از آثار خوب گوشه گیرى را این می دانند که انسان با خیالى آسوده و بدون دغدغه فکرى به عبادت و راز و نیاز با معبود می پردازد و همچنین از آسیب تهمت و حسادت و انرژی های منفی مردمان بداندیش در امان می ماند. یکى دیگر از فواید انزوا و گوشه گیرى از دید این گروه ها آن است که انسان از مشاهده افراد رذل و پست نجات می یابد و مجبور نیست که هر از گاهى با افراد حیوان صفت برخورد داشته باشد.

 

 

یکى از مهم ترین و اصلى ترین نیازهاى روحى و روانى آدمیان، معاشرت و ارتباط سازنده با دیگران است؛ تا جایى که بسیارى از فیلسوفان معتقدند فطرت آدمى به گونه اى است که حتماً باید زندگى اجتماعى داشته باشد و در اجتماع زندگی کند. به قدر مسلم هیچ انسانى در شرایط عادى، توانایى زندگی و ادامه آن را به تنهایى ندارد. انسان در اجتماع به دنیا مى آید، در اجتماع است که می تواند باقى بماند و در اجتماع است که می تواند کیفیت زندگى خود را بالا ببرد. آدمیان، نه تنها براى آغاز حیات خود نیازمند دیگران هستند؛ بلکه در همه مراحل بعدى زندگى نیز به دیگران محتاج اند. انسان در معاشرت با دیگران است که می تواند خود را بهتر بشناسد، ویژگی ها و توانمندی ها و ناتوانی هاى خود را دریابد و به تصورى درست و واقع بینانه از خود دست یابد. به راستى، چرا یکى از بزرگ ترین و طاقت فرساترین مجازات ها براى مجرمان، نگه داشتن آنان در سلول انفرادى است؟ آیا جز این است که زندان انفرادى او را از دیدن سایر انسان ها، سخن گفتن و معاشرت داشتن با آنان محروم مى کند؟ رنجى که فرد زندانى در سلول انفرادى از دورى دیگران می برد، از رنجى که از ممنوعیت خوراک و پوشاک و امثال آن می برد به مراتب طاقت فرساتر است.

نکته دیگرى که اهمیت و جایگاه ویژه ارتباط با مردم و معاشرت با همنوعان را نشان می دهد، این است که بسیارى از فضایل و رذایل اخلاقى، ارتباطات اجتماعی خود را نشان می دهد. زندگی اجتماعی و معاشرت با دیگران باعث می شود فضایلى مانند عدالت، انصاف، احسان، ایثار، انفاق، صدقه، تواضع، امانت، صداقت، صراحت، عفت، حجاب و امثال آن تعریف شود. همچنین رذایلى مانند ظلم، حق کشى، خودخواهى، تکبر، خیانت، دروغ، بی حیایى، رشوه، بی بند و بارى، غیبت، حسادت، ریا، سمعه و امثال آن نیز در اجتماع و ارتباط با دیگران است که خود را نشان می دهند. تعلیم و تعلّم بدون زندگى اجتماعى و معاشرت با دیگران امکان تعریف ندارد. آشنایى با مردم و بهره مندى از تجارب آنها، یکى دیگر از امورى است که جز با معاشرت با آنان به دست نمی آید.

ابزاری بودن ارزش معاشرت

معاشرت، به خودى خود، داراى ارزش نیست، یعنى ارزش ذاتى ندارد؛ بلکه خوبى یا بدى آین واژه  وابسته به معاشرت با دیگران و نوع تأثیر ارتباطشان با انسان دارد که در جهت مثبت است یا منفی از جمله مهم ترین اهداف معاشرت با دیگران است. بنابراین، اگر در جایى معاشرت با دیگران باعث شود که انسان به گناه و معصیت و انحراف از مسیر هدایت و سعادت باشد، پس نتیجه می شود که چنین معاشرتى، معاشرت نامناسب است و باید از آن دوری کرد. در مقابل، اگر معاشرت با کسى موجب نزدیکی انسان به خداوند و تقویت ایمان او شود، باید در حفظ و توسعه آن به شدت کوشا بود. به همین دلیل در این وبلاگ در مورد معاشرت و ارتباطات اجتماعی صحبت می شود.

منشین با بدان که صحبت بد

گر چه پاکى تو را پلید کند

آفتاب ار چه روشن است او را

پاره اى ابر ناپدید کند

*    *    *

مسجد است آن دل که جسمش ساجد است

یار بد خروب هر جا مسجد است

 

یار بد چون رست در تو مهر او

هین ازو بگریز و کم کن گفتگو

 

برکن از بیخش که گر سر برزند

مر ترا و مسجدت را برکند

 

از صحبت دوستى برنجم

کاخلاق بدم حسن نماید

عیبم هنر و کمال گوید

خارم گل و یاسمن نماید

کو دشمن شوخ چشم چالاک

تا عیب مرا به من نماید

 

 

 

 

انواع معاشرت

به طور کلى می توان معاشرت هاى هر فردى را با دیگران به پنج دسته تقسیم کرد:

معاشرت هاى انسانى

منظور از «معاشرت هاى انسانى» برخوردهایى است که با دیگران، به عنوان یک انسان و همنوع، داریم؛ صرف نظر از اینکه خویشاوند، همسایه، همشهری، هموطن یا همکیش ما هستند یا نه. به تعبیر دیگر، هر کسى به عنوان عضوى از خانواده انسانى در قبال سایر انسان ها و همنوعان، وظایف و مسئولیت هاى اخلاقى خاصى بر عهده دارد.

معاشرت هاى آیینى

معاشرت و روابطى که هر فرد با سایر همکیشان و هم مسلکان خود دارد را «معاشرت آیینى» یا دینى مى نامند. ما به عنوان یک فرد مسلمان در برابر سایر مسلمانان مسئولیت ها و وظایفى بر عهده داریم که بعضاً فراتر و سنگین تر از وظایفى است که در قبال انسان ها به طور کلى، بر عهده داریم.

معاشرت هاى اجتماعی

هر کدام از ما با سایر شهروندان داراى روابط خاصى هستیم که با غیر شهروندان چنان روابطى را نداریم. همین مسئله نیز مسئولیت ها و وظایف اخلاقى خاصى بر عهده ما مى گذارد که در مواردى فراتر از مسئولیت هایى است که در قبال همنوعان و همکیشان خود داریم. اسلام همسایه داری و احترام و تکریم به همسایه را از مصادیق بارز توحید عملی می داند.

روایات بسیار زیادی درباره اهمیت همسایه و تکریم و احترام به او در متون اسلامی وارد شده است. در روایتی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) حقوق همسایه را به این شکل بیان می کند:

حق همسایه آن است که اگر بیمار شد، به عیادتش روی؛ اگر از دنیا رفت، در تشییع جنازه او حاضر شوی؛ اگر از تو قرض خواست، به او قرض دهی و اگر خیر و شادمانی ای نصیب او شد، به او تهنیت و تبریک گویی؛ و اگر مصیتی به او رسید، او را تسلیت گویی؛ و خانه خود را بالاتر از خانه او نبری به گونه ای که او را از نسیم هوا محروم نمایی.

معاشرت هاى دوستانه

هر یک از ما از میان همنوعان، همشهریان یا همکیشان خود، کسانى را برمى گزینیم و با آنان روابط صمیمانه ترى را برقرار مى سازیم. همین موضوع وظایف اخلاقى خاصى بر عهده ما مى گذارد. این گونه از معاشرت ها، به دلیل تأثیرگذارى فوق العاده اى که بر روى شخصیت انسان دارد، مورد توجه والدین و جامعه می باشد زیرا یکی از راه هاى شناخت افراد، شناخت دوستان آنان دانسته شده است. یکى دیگر از راه ها براى قضاوت درباره شخصیت افراد، شناخت معاشران و دوستان آنان شمرده شده است. به قول سعدی: «تو اول بگو با کیان زیستی/ که تا من بگویم که تو کیستی». در مقابل، داشتن دوستان بد، قطعه اى از آتش و آفت خیر دانسته شده است. معاشرت با دوستان بد، ناخواسته و ناخودآگاه، انسان را به بدى سوق می دهد. اصولاً ویژگی هاى دوست از راه هاى پنهانى، به دوست منتقل می شود.

پسر نوح، به واسطه معاشرت با دوستان بد، خاندان نبوتش گم شد.

گر نشیند فرشته اى با دیو

وحشت آموزد و خیانت و ریو

از بدان نیکوى نیاموزى

نکند گرگ پوستین دوزى

دوستان انسان، محکِ خوبى براى شناخت شخصیت او هستند. اگر کسى با انسان هاى دروغگو، چاپلوس، فریبکار و خائن دوستى دارد، این نشانه خوبى است براى اینکه بداند خود او نیز اگر چه تا به حال، مرتکب چنین کارهاى خلافى نشده است، روح و جان او چندان با چنین کارهایى بیگانه نیست.

گر نه جنسیت بدى در من از او

کى رخ آوردى به من آن زشت رو

گر ندیدى جنس خود کى آمدى

کى به غیر جنس خود را بر زدى

چون دو کس بر هم زند بى هیچ شک

در میانشان هست قدر مشترک

معاشرت هاى خانوادگى

هر یک از ما از پدر و مادرى خاص و عضوى از یک خانواده خاص هستیم. ممکن است برادر، خواهر، عمو، عمه، دایى، خاله، پدر بزرگ و مادر بزرگ داشته باشیم و پس از ازدواج عضو خانواده همسر هم به شمار مى آییم. همه اینها مسئولیت ها و وظایف اخلاقى ویژه ای را بر عهده ما مى گذارد. احترام والدین، روابط همسران، چگونگى تربیت فرزند، صله رحم، و ده ها مسئله خرد و کلان دیگر، همگى مربوط به این گونه از معاشرت مى شود.

مدارا با دیگران

یکی دیگر از اصول کلی مورد تأکید اسلام در روابط اجتماعی با دیگران، اصل مدارا است. بلکه باید گفت که رفق و مدارا از امور فطری و از لوازم فطرت الهی است. هر انسانی فطرتاً علاقمند به مدارا و شفقت است. به همین دلیل، قلبی که به دشمنی با بندگان خدا آلوده است، قلبی است که بر اثر آلودگی های دنیا و خودخواهی ها و خودپسندی ها، از فطرت اولیه اش فاصله گرفته است. لازمه محبت به خدا، محبت به خلق خدا نیز هست؛ و لازمه محبت به خلق خدا، مدارای با آنان است. یکی از مهم ترین اصول زندگی اجتماعی، مدارا با مردم است. همه مردم عین هم  نیستند. رفتار، سلیقه ها ، روحیه ها و ویژگی های خاص خود را دارند که باید به خوبی با دیگران مدارا کنیم و سعی کنیم که انعطاف پذیر باشیم، متوقع نباشیم که مردم مطابق سلیقه و علایق ما رفتار کنند. اگر کسی انتظار داشته باشد، همگان بر اساس معیارهای اخلاقی و دینی با او رفتار کنند، انتظاری نابجا است. هم خود را به سختی می اندازد و هم دیگران را به زحمت. به علاوه، برخورد خشک، جدی و غیر منعطف با مردم، حتی ممکن است موجب انحراف عده ای شود.

حضرت امام خمینی (ره) درباره نقش مدارا در هدایت گری مردم می فرماید:

در باب امر به معروف و نهی از منکر یکی از مهمات همین رفق نمودن و مدارا کردن است. ممکن است اگر انسان مرتکب معصیت یا تارک واجبی را با شدت و عنف بخواهد جلوگیری کند، کارش از معصیت کوچک به معاصی بزرگ یا به رده و کفر منتهی شود؛ در ذائقه انسان امر و نهی تلخ و ناگوار است و غضب و عصبیت را تحریک می کند. آمر به معروف و ناهی از منکر باید این تلخی و ناگواری را با شیرینی بیان و رفق و مدارا و حسن خلق، جبران کند تا کلامش اثر کند و دل سخت معصیت کار را نرم و رام نماید.

تلاش در جهت اصلاح میان مردم

یکى از بهترین و مطلوب ترین اخلاق های اجتماعى، «اصلاح میان مردم» است. در زندگى اجتماعى ممکن است کدورت ها و ناراحتی هایى میان افراد پدید آید. گاهى ممکن است دو برادر بر سر مسائلى با یکدیگر اختلاف پیدا کنند و یا رابطه میان همسایگان و دوستان، به دلایلى سست و سرد شود. در اینجا یکى از وظایف اخلاقى دیگران این است که آنان را آشتى داده و اجازه ندهند که اختلافى جزئى به اختلافات ریشه اى و عمیق تبدیل شود. به قول معروف کاسه داغتر از آش نشویم سعی در خاموش کدرن و خاک ریختن بر روی مشکل کنیم. پاداشِ «اصلاح میان مردم» در اسلام، از نماز و روزه و صدقه نیز بالاتر و برتر دانسته شده است.

امر به معروف و نهى از منکر

«امر به معروف» و «نهى از منکر»  یکی از مهمترین جلوه هاى موضوعات اخلاقی است و برای اینکه بیتوان مشخصات سبک زندگی اسلامی را تعریف کرد بهترین موضوع است. اقتضاى این اصل که «هر چه براى خود می پسندى براى دیگران نیز بپسند» آن است که انسان در انجام معروف و عمل به آن خودخواه و خودبین نباشد. خوبی ها را تنها براى خود نخواهد و دورى از زشتی ها را اختصاصى نکند؛ بلکه تلاش کند خوبی ها را در سطح جامعه و جهان گسترش دهد و زشتی ها و بدی ها را در هر جایى که می بیند، از بین ببرد. با توجه به این فریضه، هیچ مسلمانى نمی تواند فقط به دنبال خیر خود باشد؛ بلکه بر او واجب است که دیگران را نیز به خیر فراخواند و از شر آگاه سازد.

امر به معروف و نهى از منکر، برخلاف برخى دیگر از احکام دینى و اخلاقى، وظایفى عمومی افراد هستند. این دو وظیفه اخلاقى عبارتند از :

اولاً، همه مسلمانان، از زن و مرد و کوچک و بزرگ، موظف هستند که این وظیفه واجب را انجام دهند این وظیفه فقط مختص یک فرد  یا گروه خاصی نیست بلکه یک وظیفه عمومی است که بر همه واجب است، یک نوع نظارت عمومی و همگانی و ملی است.

ثانیاً، این حکم در همه زمان ها یکسان و قابل اجراست. با توجه به اینکه امر به معروف و نهى از منکر را می توان مرحله قلبی، گفتاری و عملی روشن انجام داد، روشن است که هیچ کس و یا هیچ قدرتی نیم تواند جلوی این امر به معروف و نهی از منکر کند.

ثالثاً، نسبت به همه افراد واجب و قابل اجراست؛ یعنى امر به خوبى ها و نهى از بدی ها، صرفاً برای فرد یا افراد خاصى نیست؛ بلکه برای همه افراد جامعه یکسان است حتی حاکمان، با توجه به اینکه امر مهم کوچکترین افراد جامعه می توانند قدرتمندترین افراد جامعه را زیر سوال ببرنند و لغزش و خطاهای آنان را گوشزد کنند و آنان را امر و نهی کند.

رابعاً، همه احکام و مسائل شرعى، اجتماعى، سیاسى، اخلاقى و فرهنگى را شامل می شود؛ از مسائل فردى و فرعى گرفته تا مسائل اجتماعى و کلى.

نمونه بارز امر به معروف و نهی از منکر :  امام حسین(علیه السلام) برای عمل به این دو فریضه بود که جان عزیز خود و همه یاران و نزدیکانش را فدا کرد.

سبک زندگی...

ما را در سایت سبک زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 22:23

صفحه بندی