می توان گفت که در حوزه ی کسب و کار بسیار نیاز به اخلاق و آداب اسلامی اشاره شده زیرا زمانی که فرد خدا را در نظر بگیرد وجدان کاریش تقویت می شود همچنانکه در بحث همسریابی نیز گفتیم زمانی که ایمان فرد قوی باشد در تمامی عرصه ها خدا را در نظر گرفته چه زندگی و چه حوزه کاری.زیرا اسلام دینی جامع است و برای همة عرصه های زندگی بشریت برنامه هایی مشخص و روشن دارد. افزون بر این، آداب کسب و کار و یا سبک کسب و کار هر فرد و جامعه ای کاملاً وابسته به نوع نگاه او به انسان و هدف نهایی او همچنین دنیا و نقش دنیا در سعادت ابدی آدمی و رابطة دنیا و آخرت و امثال آن است و روشن است که اسلام در این زمینه مبانی و اصول ویژه ای را ارائه داده است و نگاهی ویژه به انسان و جهان و دنیا و آخرت و کسب و کار ارائه می دهد.
در این قسمت بر آنیم تا برخى از مهم ترین اخلاقیات و آداب اسلامی مربوط به کسب و کار را یادآور شویم. البته باید توجه داشت که مشاغل و کارهای خاص هر کدام اخلاقیات و آداب ویژه خود را نیز دارند. به عنوان مثال، آداب و اخلاقیات یک کارمند بانک با آداب و اخلاقیات ویژه یک معلم یا آموزگار متفاوت است. و یا یک کارگر ساختمانی نیازمند آداب و اخلاقیات ویژه ای است که با آداب و اخلاقیات مورد نیاز یک مدیر بازرگانی متفاوت است.
پیش تر لازم است مطالبى را در زمینه اهمیت کار و فعالیت و نقش آن در سازندگى روحى و معنوى انسان را یادآور شویم. مسئله معیشت و مسائل مرتبط با آن، یکى از مهم ترین و پایدارترین مسائل بشرى است. هیچ کسى نیست که به نوعى دغدغه معیشت را نداشته باشد. این مسئله، مخصوصاً براى قشر جوان جامعه، یکى از اساسی ترین مسائل است. داشتن شغلى آبرومند و درآمدى مناسب، شرط لازم داشتن یک زندگى خوب و موفق است. بیکاران، هر چند از نظر اقتصادى نیازمند نباشند، باز هم انسان هایى موفق تلقى نمی شوند. با کار و تلاش است که زندگى انسانى شکوفا می شود و سعادت دنیا و آخرت فرد و جامعه تأمین می گردد.
کار کردن و داشتن شغلى آبرومند، نه تنها وسیله اى براى امرار معاش و تأمین مایحتاج مادى زندگى است، بلکه از عوامل بسیار مهم در احساس شخصیت، عزت، استقلال و اعتماد به نفس است. کسانى که با حاصل دسترنج خود امرار معاش می کنند، در باطن احساس افتخار و عزت و سربلندى دارند و خود را یک عضو فعال و تأثیرگذار در جامعه می دانند. در مقابل، بیکارى موجب یأس و سرخوردگى و احساس ضعف می شود. بیکار، از نظر دیگران، یک عضو بی فایده جامعه تلقى می شود. خود او نیز در تصمیم گیری هاى اجتماعى مشارکت جدى و فعال نخواهد داشت. افزون بر این، یکى دیگر از آثار مخرب بیکارى یا نداشتن شغلى مناسب، بدبینی هاى غیرواقع بینانه به دیگران، به ویژه تصمیم گیران جامعه، است که به نوبه خود پی آمدهاى ناگواری برای فرد و جامعه خواهد داشت.
به علاوه، «کار» یک وظیفه و مسئولیت اجتماعى هم هست. یعنى حتى اگر ما شخصاً، هیچ احتیاجى نداشته باشیم، باز هم وظیفه اجتماعى و مسئولیت اخلاقى ما اقتضا می کند که بیکار نمانیم. در همین جایى که نشسته ایم اگر دقت کنیم و به اطراف خود نظرى بیفکنیم، می بینیم که غرق در محصولات و نتایج کارهاى دیگرانیم. اگر نگاهى به میز و صندلى و تخته و دفتر و کتاب و قلم و کیف و در و دیوار و پنجره و شیشه و ده ها و صدها چیز دیگرى که در اطراف ما هست بیفکنیم، خواهیم دید که حاصل کارهاى دیگران است. وظیفه انسانى و اخلاقى ما اقتضا می کند ما نیز خدمتى به دیگران کنیم و در تأمین بخشى از ما یحتاج دیگران سهمى داشته باشیم.
آداب متعددی برای کسب و کار و احکام فراوانی درباره آن ذکر شده است. اسلام عزیز، پاداش کسانى را که در راه تأمین معاش خود و خانواده شان تلاش می کنند، همسنگ پاداش مجاهدان و رزمندگان راه خدا و بلکه بالاتر از اجر آنان قرار داده است
کسى که براى بی نیازى از مردم و رفاه خانواده و کمک به همسایگانش در طلب روزى حلال باشد، در روز قیامت خداوند را در حالى ملاقات می کند که چهره اش مانند ماه شب چهارده می درخشد.
نتیجه آنکه اسلام هرگز کار کردن و تلاش براى تأمین معاش را جداى از عبادت و پرستش نمی داند.
انسان هاى بیکار و کسانى که بار زندگى خود را بر دوش دیگران می اندازند و از زیر کار و فعّالیت شانه خالى می کنند، مورد لعن و نفرین اسلام و اولیاى اسلام اند.
اما متأسفانه این تلقی انحرافی از معنویت و اخلاق و عرفان در تاریخ اسلام مدافعان مشهوری پیدا کرد. کسانی پیدا شدند که علیرغم همه تأکیدات پیامبر و ائمه اطهار نسبت به ارزشمندی کسب و کار، تلاش در جهت تحصیل روزی و تأمین مایحتاج زندگی را نافی «توکل» می دانستند و معتقد بودند کسانی که اهل توکل اند، وقت خود را صرف کسب روزی و کار و تلاش مادی نمی کنند. متوکلان کسانی اند که برای تأمین مخارج زندگی خود و وابستگانشان، گوشه ای می نشینند و به دعا و عبادت می پردازند و معتقدند که خدا روزی انسان را می رساند! عجیب تر این است که اینان منافاتی میان توکل و تکدی نمی دیدند! اما توکل را با تکسّب و کار در مقابل هم قلمداد می کردند.
تقدیرگرایی نیز یکی از مواردی است که باعث شده همه اعمال و فعالیت های انسانی طبق این دیدگاه از پیش تعیین شده باشد مشکلی که این دویدگاه دارد این است که افراد هر چیزی را به دست تقدیر و سرنوشت می سپارند و دیگر تلاش برای تغییر وضعیت خود و جهان ندارند. از دیرباز در فرهنگ ایارن سبک زندگی ایرانی تقدیر امری است طبیعی و هر فرد باید آن را هم چون "قسمت" خداوندی در نظر گیرد. در صورتی که در کنار " قسمت" ، "همت" افراد نیز مطرح است که به تلاش فردی و سپس به توسعه و پیشرفت جمعی ختم می شود. اینکه روزی رسان خداوند است قبول ولی "قسمت"و "تقدیر" نوعی استدلال در برابر نتیجه ی کار است که اغلب برای نتایج معقول مطرح می شود حتی اگر نتایج از راه خلاف هم باشد، عنان می شود. این نگرش قطعا تسلیم ، رضایت وضع موجود را در پی دارد و افراد برای تغییر اوضاع فردی و جمعی هیجانی را ندارند.
در نگرش تقدیرگرایانه، ایرانیان راهی نداشتند جز اینکه در برابر سختی های زندگی سکوت کرده و به رضا ، تسلیم ، پناه بیاونرد به عنوان مثال سلطه حاکمان مستبد و ... که می تان به ایران در سالهای گذشته عنوان " جامعه کوتاه مدت" لقب داد ، زیرا ساختارهای مقتدرانه سیاسی و نظام های دیکتاتورانه سابق باعث شده بد که سرمایه گذاری و برنامه ریزی در این جامعه چندان جوابگو نباشد و پیشرفت و توسعه با موانع فراوانی روبروست. البته بعد از دوره های مختلف یک رهبر درست به نام امام خمینی آمد و لقب بت شکن گرفت و توانست نظام را تغییر دهد. یکی از تغییراتی که باعث شد ایران پیشرفت مناسبی داشته باشد این است که قبل از انقلاب اسلامی، حق کاپیتولاسیون در ایران تعریف شد اما با مقاومت مردم، حذف شددر حال حاضر نیز مردم ایران، خواری طلب نیستند بعد از 8 سال دفاع مقدس ، هنوز شاهد شهید شدن مداف حرم هستیم که نشان می دهند که خواری، تقدیر و سرنوشت را نیم پذیرند و برای رهایی از خواری و ذلت به پا می خیزند و تلاش می کنند.
یکی از اصلهایی است که در سبک زندگی مطلوب تعریف می شود اشتغال دائمی است. زمانی که مطلوبیت کامل است که فرد هیچ فرصت بیکاری نداشته باشد. البته این بدان معنا نیست که فرد هیچ کونه اوقات فراغت و استراحتی نداشته باشد بلکه بدان معناست که حوزه کار و وسعت کار اجتماعی چنان وسیع و گسترده است که حتی اوقات فراغت او را در بر می گیرد.
کار یکی از مهم ترین عوامل سازنده شخصیت انسان است . رابطه میان کار و شخصیت انسان، رابطه ای دوطرفه است: یعنی همانطور که کار، معلول نوع شخصیت انسان است شخصیت انسان معلول نوع کار و شغل است و اساسا اگر انسان بیکارباشد، به تباهی و فساد کشیده می شود.
انژری های درونی انسان باید به گونه ای مصرف شود و چه خوب و مطلوب است که صرف کارهای پسندیده اجتماعی شود.اگر این انژری ها راه درستی برای مصرف نداشته باشد و به انحرافات و انحطاط های اخلاقی صرف خواهد شد. نکته مهم این است که اگر نفس را مشغول نکنی، نفس تو را مشغول خواهد کرد.
نگاهی اجمالی به مجموعه دستور العمل هایی که در حوزه کسب و کار نشان می دهد که سبک خاصی از کسب و کار برای جامعه باید تعریف شود که این سبک، نوعی اخلاق متعالی در حوزه سبک و کار را رواج می دهد. یکی از فعالیت های منفی سبک زندگی که امروز چرخه اقتصاد جامعه ایران را تهدید می کند مساله ربا و احتکار و نزول است.
از پیامبر اسلام نقل شده است که فرمود: «ما اکل احدکم طعاماً قسط خیراً من عمل یده» یعنی اینکه انسان بهتر است طعامی را نخورد که ماحصل کار و عمل خود او نیست
توصیه هایی همچون «ساده گرفتن معامله»، «آسان گیری نسبت به بده کاران»، «سود نگرفتن به هنگام تأمین مخارج» و یا اکتفا به حداقل سود، «پس گرفتن کالای فروخته شده»، «سوگند نخوردن» در کسب و کار، و «شروع زود هنگام» برخی از آداب صحیح کسب و کار است.
هر چند کسب و کار بسیار ارزشمند است و همانطور که دیدیم اجر و پاداش اخروی آن را برابر با اجر و پاداش شهیدان راه خدا می داند، اما کسب و کار را با هر کیفیت و هر نیتی ارزشمند نمی داند. کسب و کاری از نظر نظام ارزشی اسلام مفید است که در خدمت کمال روحی و معنوی انسان باشد. و این فقط در صورتی ممکن است که با نیتی الهی و با قصد تقرب به سوی حضرت حق صورت گیرد. البته همانطور که پیشتر نیز اشاره کردیم، منظور آن نیست که نیت خدمت به خلق یا نیت بی نیاز ساختن خود و خانواده خود از دیگران، نیت هایی غیر الهی هستند؛ بلکه منظور آن است که نیت نهایی و اصلی فرد از کسب و کار باید رضایت و قرب الهی باشد. در چنین صورتی است که آن اهداف میانی نیز ارزشمند خواهند شد. بنابراین، اگر انگیزه افراد در کسب و کار، انگیزه اى الهى و خدایى باشد، کسب و کار آنان از ارزش اخلاقى برخوردار خواهد بود، وگرنه داراى ارزش معنوى و اخروى نخواهد بود.
در ادامه توضیحاتی از مهم ترین آداب کسب و کار بیان می کنیم:
کیفیت کار، یعنی خوب کار کردن از مهم ترین مسائلی است که در ارتباط سبک زندگی و کار مطرح می شود.هر کسی به میزان توانایی و امکاناتی که در اختیار دارد باید به کیفیت کارش توجه داشته باشد. وجدان کاری یعنی اینکه هر وظیفه ای را که بر عهده گرفته ایم به بعترین روش به انجام برسانیم. اصولا ارزش و قیمت هر فردی را می توان با توجه به کیفیت کارش در نظر گرفت. منظور همان کاردزدی است که متاسفانه در سازمانهای اداری رایج است که افراد فکر می کنند که زرنگ هستند در صورتیکه اینطور نیست و در اصل شخصیت و ارزش خود را پائین می آورند.
یک متنی را در یک BRT خواندم این بود که :
طبق آخرین آمار ساعت کاری کارمندان ایرانی 800 ساعت در هفته است و اما ساعت کاری کارمندان در ژاپن 2820 ساعت در هفته است. حالا می توان فهمید که چرا کشورهای توسعه یافته مثل ژاپن در همه عرصه ها پیشتاز هستند.
برای ترویج اخلاق و معنویت در فضای کسب و کار، کاسب را به عنوان حبیب و دوست خدا معرفی می شود. طبیعتاً وقتی کسی خود را به عنوان دوست و حبیب خدا شناخت تلاش می کند از خواسته های الهی پیروی نماید و دستورات او را تبعیت کند و هویتی الهی به خود بده. و خود را به اخلاق مورد قبول دوستش [خدای متعال] متخلق کند.
با توجه به حساسیت حوزه کسب و کار و تجارت ( که ویژگیهای خاص خود را دارد و با سود و زیان رابطه تنگاتنگی دارد) باید مراقب آسیب های اخلاقی باشیم. متذکر می شویم که این حوزه با توجه هب ضرر و زیان و منفعت مالی خود همیشه در معرض صقوط اخلاقی می شود. به این معنی که افراد ممکن است به منظور موفقیت در کسب و کار دست به هر بی اخلاقی بزنند. به همین دلیل، همواره آسیب هایی همچون کم فروشی، ظاهر سازی، تبانی، کتمان اطلاعات، ارائه اطلاعات نادرست و انحرافی، غش در معامله و امثال آن افراد را تهدید می کنند. به هر حال، هر کسی طبیعتاً در اندیشه کسب موفقیت بیشتر، جایگاه برتر و اثرگذارتر در بازار کسب و کار و نهایتاً کسب درآمد و سود بیشتر و راحت تر است. همین روحیه می تواند آسیب های اخلاقی فراوانی را در پی داشته باشد.
میان بازرگانان بسیار کسانی هستند که بد معامله می کنند، بخیلند و در پی احتکارند. تلاش در این دارند که سود کالا را به هر بها که خواهند می فروشند، و این سودجویی و گرانفروشی زیانی است برای همگان، و عیب است بر والیان.
گاهی حرص در جمع مال و کسب سود بیشتر و افراط در کار و تلاش موجب می شود فرد به وظایف اولیه اخلاقی و شرعی خود بی توجه باشد. حقوق همسر و فرزندان را نادیده بگیرد و همه چیز را فدای تجارت و کسب و کار نماید. حتی راحتی و استراحت و آرامش خود را نیز فدای کسب و کار نماید. چه بسا وضع او به جایی می رسد که وظایف شرعی و واجبات دینی خود را نیز فدای کسب و کار می کند. اسلام این شیوه و سبک کسب و کار را به هیچ وجه نمی پسندد.
اخلاق نیکو به عنوان یکى از عوامل گشایش رزق و روزى و اخلاق بد به عنوان یکى از عوامل تنگدستى و فقر معرفى شده است زیرا رابطه اخلاق و رزق و روزی رابطه مستقیم است.
تجربه نشان می دهد که مشتریان بیشتر به خرید از فروشندگان خوش اخلاق تمایل دارند. افزون بر این، همه کسانى که در شبکه روابط شغلى با یک فروشنده قرار دارند، مانند فروشندگان مواد اولیه، شرکا، خریداران و امثال آنها، در مواقع لازم آمادگى بیشترى براى حمایت هاى مادى و معنوى از فروشنده خوش اخلاق دارند و همین مسائل موجب وسعت روزى افراد خوش اخلاق می شود.
باید توجه داشت که «رزق» در اینجا معنایى عام و گسترده دارد؛ یعنى منحصر در رزق متعارف از قبیل خوراک و پوشاک و مسکن و مرکب و امثال آن نیست. بلکه شامل رزق هاى معنوى و اخروى نیز می شود. به یک تعبیر، همه نعمت هاى الهى که به گونه اى در اختیار انسان قرار گرفته اند «رزق» به شمار می آیند. حتى باید دانست که اهمیت رزق هاى معنوى، مانند علم و ایمان و عبادت و امثال آن، به مراتب بیشتر از رزق هاى مادى است. گاه ممکن است ارتکاب گناهى موجب محرومیت انسان از ادامه تحصیل شود و گاه ممکن است ارتکاب گناه موجب بی توفیقى انسان در اداى به موقع وظایف دینى و اعمال عبادی اش گردد. حتى نسبت به کسانى که از معنویت بالاترى برخوردارند و توفیقات و رزق هاى معنوى بیشترى را نصیب برده اند، ممکن است ارتکاب یک گناه صغیره، موجب سلب توفیق آنان از نماز شب باشد.
ثانیاً، با توجه به نکته بسیار مهمی که در این جهان هیچ پدیده اى بدون علت رخ نمی دهد. پس می توان نتیجه گرفت مصیبت ها و محرومیت ها و گرفتاری ها نیز بدون علت نیستند. اما این را هم می دانیم که خداوند خیر محض است و جز اراده خیر از او سر نمی زند، پس علت مصیبت ها و گرفتاری ها را باید در جایى دیگر جستجو کرد.
همین مسئله عیناً درباره بهره مندى از رزق و روزى مادى و معنوى نیز صادق است.
بنابراین، هر چند ما نتوانیم با عقل ناقص و جزئى نگر خود رابطه میان گناه و محرومیت از رزق، به ویژه رزق هاى مادى را درک کنیم، باید بدانیم که این رابطه، از نظر قرآن و معارف اصیل اسلامى، رابطه اى قطعى و ضرورى معرفى شده است. ما با عقل و علم خود در برخى موارد می توانیم رابطه علیّت و تأثیر و تأثر میان دو پدیده را دریابیم، اما هم خود عقل اقرار دارد که در وراى اسباب و علل ظاهرى، علل و عوامل دیگرى نیز هست که فراتر از درک و فهم بشر است و کشف آنها در حدود توانایى هاى عقل مستقل نیست و هم این یک حقیقت مسلم قرآنى و اسلامى است که جز علل و عوامل ظاهرى، علل و عوامل دیگرى نیز در این عالم جریان دارد که ارتباط آنها با معلول هایشان چندان براى ما محسوس نیست.
سبک زندگی...ما را در سایت سبک زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 18