اهمیت و جایگاه خانواده نخستین مهمترین نهاد اجتماعی است به علت مهم بودن آن اینکه افراد یک خانواده چگونه با هم در تعامل هستند و چقدر در الگوهای رفتاری و شخصیتی هم تاثیر می گذارند مورد توجه است. مدتی است که در نظام اصلاحاتی بحث روشنفکری و نظام غربی موج می زند خانواده های بدون فرزند، خانواده تک والدینی، خانواده تک جنسیتی، خانواده دونوعی { انسان و حیوان} مورد توجه برخی از نویسندگان و دلدادگان فرهنگ غربی شد که در تلاشند به توجیه و تفسیر این نوع رفتارها بپردازند.در صورتیکه پیام این خانواده ها، لذت گرایی نظام غربی است و پیام غربزدگی محض است.
تشکیل خانواده در جامعه ی ایرانی (که نگاه اسلامی در بر دارد) از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. خانواده هر چند از نظر جمعیت، یک جامعه بسیار کوچک در نظر گرفته شود و به دلیل اهمیت آن و منظور سالم سازی جامعه بزرگ تر انسانی، سعی بر این است که نهاد خانواده را سلامت نگه دارند. خانواده مهم ترین جایی است که در آن باورها و اعتقادات دینی، ارزش های اخلاقی و هنجارهای اجتماعی از نسلی به نسلی منتقل می شود. از طریق خانواده است که نسل بعدی با دنیای بیرونی آشنا می شوند، چگونگی معاشرت و روابط اجتماعی با دیگران را می آموزند و راه و رسم زندگی، اخلاق و آداب و رسوم اجتماعی را فرا می گیرند.
از این رو، برای حفظ قداست و ارزش خانواده باید مواردی را در نظر داشت پاک سازی محیط خانواده و جامعه از آلودگی ها، تشویق به ازدواج و تشکیل خانواده، برقراری روابط سالم و سازنده میان همسران و دیگر اعضای خانواده، و تأکید ویژه بر تربیت فرزند از جمله برنامه هایی است که اسلام برای حفاظت از کانون مقدس خانواده مورد توجه قرار داده است.
اعضا و ارکان تشکیل دهنده نهاد یا سیستم خانواده در ایران(اسلامی) عبارتند از زن و مرد که بر اساس سنت اسلام به عقد یکدیگر درآمده اند، به عنوان ارکان اصلی، و فرزندان به عنوان ارکان تکمیلی. طبیعتاً اگر بخواهیم شناختی عمیق از روابط خانوادگی داشته باشیم، لازم است ارکان و اعضای آن و همچنین نحوه تعاملات آنها با یکدیگر را به درستی بشناسیم. سبک ارتباطات خانوادگی متأثر از شناخت وظایف و مسؤولیت ها و جایگاه هر یک از ارکان سازنده خانواده است. باید بدانیم که رفتار هر یک از اعضا می تواند عملکرد کل سیستم را تحت تأثیر قرار دهد. اختلال در رفتار یکی از اعضا می تواند عملکرد کل سیستم را مختل کند. کارآمدی خانواده معلول و محصول کارآمدی تک تک اعضای آن است. به همین دلیل، شناخت وظایف اخلاقی هر یک از اعضای خانواده و عملکرد درست هر کدام از آنها می تواند این بنای محکم و محبوب الهی را در راستای تکامل و سعادت دنیوی و اخروی انسان قرار دهد.
هر فرد برای زندگی خود نیازمند خانواده است. همین مسأله روابط خاصی را میان او و دیگر اعضای خانواده به ویژه پدر و مادر پدید می آورد. در بعد معنوی و حیات اخلاقی نیز هر انسانی نیازمند انسان های دیگر است که در نخستین گام خانواده است که نیازهای معنوی و اخلاقی فرد شکل می گیرد. به علاوه نیازهای جنسی و عاطفی زن و شوهر نیز در محیط خانواده است که به سالم ترین شکل تأمین می شود. در خانواده است که بنیان های هویت و شخصیت فرزندان شکل می گیرد.
پس می توان نتیجه گرفت که خانواده مستحکم ترین مکان برای تکامل شخصیت و هویت واقعی افراد به ویژه فرزندان دارد و نقش منحصر به فردی را حتی می تواند در به جود آمدن انحراف و شقاوت افراد رقم بزند و هم زمینه های هدایت و سعادت آنها را فراهم نماید.
ارتباطات و روابط مختلفی در محیط خانواده مطرح است که برای تک تک آنها طرح و الگوی خود را ارائه شده است: روابط زن و شوهر با یکدیگر، روابط والدین با فرزندان، روابط فرزندان با والدین، روابط فرزندان با یکدیگر از اهم روابط موجود در محیط خانواده هستند.
برای اینکه استحکام و بقای نظام خانواده حفظ شود اعضای خانواده باید شاخص هایی را در نظر داشته و آنها را رعایت نمایند. برخی از آنها را توضیح می دهیم:
هر کشوری، فرهنگی دارد و هر کدام پیوند زناشویی و ازدواج مبتنی بر یکسری اصول و ارزش ها است که ممکن است متفاوت باشد. در فرهنگ ایرانی لازم است ارزش های خاصی برای انتخاب شریک زندگی رعایت شود که عدم توجه به آنها می تواند آینده زندگی زناشویی را با خطر مواجه سازد و یا ممکن است نتیجه مطلوبی حاصل نشود. اصالت خانوادگی، اخلاق، دینداری، کفویت، محبت و علاقه و انتخابی بودن از شاخص های انتخاب همسر دانسته شده است. از انتخاب همسر با معیارهای صرفاً مادی و ظاهری به شدت منع داده شده زیرا ممکن است فردی از زیبایی ظاهری برخوردار باشد، اما باطنی آلوده یا ریشه ای فاسد داشته باشد. روشن است که ازدواج و تشکیل زندگی مشترک با چنین فردی کاری عقلانی نیست. بلکه در حدیثی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) نقل شده است که اگر کسی صرفاً به دلیل زیبایی با فرد دیگر ازدواج کند، خیری از ازدواج خود نخواهید دید و ممکن است به هدف خود نرسد و زندگی ای تلخ و پر از گرفتاری نصیب او شود. به همین دلیل، توصیه شده است که ملاک اصلی انتخاب شما، دین داری افراد باشد.
کسی که صرفاً برای زیبایی با زنی ازدواج کند، چیزی را که دوست دارد در او نخواهد دید؛ و کسی که صرفاً برای مال و ثروت با زنی ازدواج کند، خدای متعال او را به همان مال و ثروت واگذار می کند؛ پس بر شما است که با افراد دین دار ازدواج کنید.
ذیلاً برخی از مهم ترین ارزش های اسلامی در انتخاب همسر را به اختصار بیان می کنیم:
یکی از معیارهای اخلاقی که در دین مبین اسلام سفارش شده این است که برای انتخاب همسر توجه به اصالت خانوادگی فرد است. اگر فردی اصالت خانوادگی نداشته باشد، بر پایه تقوا و اخلاق و دین تربیت نشده باشد، به طور قطع، تعهد و مسئولیت کمتری نسبت به خانواده دارد و اساسا ستونی لرزان و سست برای بر پا کردن خیمه خانواده خودخواهد بود.
در روایت دیگرى، از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) نقل شده است که فرموده اند:
فرزندان انسان از نظر ویژگى هاى جسمى و روحى، بیشتر به برادران زن او شباهت پیدا مى کنند. از این روست که وقتی، فرزند کاری را انجام دهد می گویند بچه حلالزاده به دای اش رفته.
پس مى توان دریافت که اصالت و شرافت خانوادگى همسر، شرط بسیار مهمی است که در ابتدای اذواج باید در نظر گرفته شود.
باید دقت داشته باشیم که اصالت خانوادگى همسر، یکى از شرایط است و نه تنها شرط. چه بسا افرادى که داراى خانواده اى اصیل و باتقوا و باشرافت هستند، اما خود آنان از آن تقوا و شرافت و اصالت بهره اى نبرده اند. پسر نوح از نمونه هاى تاریخى این مدعا است. او که از خانواده نبوت بود، به سبب عملکرد نامطلوبش، در زمره مخالفان نبوت و در صف دشمنان پدر جاى گرفت. بنابراین اصالت خانوادگى، دلیل کاملی برای همسر نیست. البته این به معنای آن نیست که هر کسی در خانواده ای غیر اصیل رشد کرده باشد، پس حتماً خودش هم از اصالت برخوردار نیست و ضرورتاً فرد نامناسبی خواهد بود! زیاد افرادی هستند که در خانواده ای غیر مذهبی و غیر اخلاقی رشد کرده اند؛ آنان راهی دیگر انتخاب کرده و انسان هایی بزرگ شده اند. بنابراین نداشتن خانواده ای اصیل نیز دلیل لازم و کافی برای بد بودن نیست. در انتخاب چنین همسرانی باید دقت و وسواس بیشتری به کار گرفت.
یکى دیگر از مهم ترین شرایط همسر خوب از نگاه اسلام، «تقوا و تدیّن» اوست. البته تقوا درجات بسیار دارد. کمترین درجه آن، که نادیده گرفتنش در امر انتخاب همسر آسیب هاى فراوانى را در پى خواهد داشت، انجام واجبات و ترک محرمات است. دختران و پسران جوان بدانند کسى که در برابر خداى جهان و خالق هستى کرنش نکرد و به دستورات او بى اعتنایى نمود، در برابر همسرش هم کرنش نخواهد داشت و ارزشى براى او قائل نخواهد شد؛ کسى که در برابر آن همه نعمت خداوند حاضر نشد شکر او را به جا آورد و حتى حاضر نشد نمازهاى روزانه را انجام دهد، چگونه می توان بپذیریم که قدردان زحمات و تلاش هاى همسرش باشد؟ پس باید در ازدواج دست کم، به کمترین درجه تقوا، یعنى انجام واجبات و ترک محرمات، توجه ویژه ای کرد و از اصالت دادن به زیبایی هاى ظاهرى و ثروت و قدرت و امثال آن خوددارى کرد. چرا که همه اینها با حادثه اى کوچک و ناچیز ممکن است از بین بروند. آنچه که مى ماند تقواى الهى است.
یکى دیگر از شرایط همسر خوب، خوش اخلاق بودن است. همسر خوب، کسى است که آراسته به فضایل اخلاقى باشد و در حد توان خود در صدد دورى از رذایل و زشتى هاى اخلاقى باشد.
همانطور که گفته شد خانواده و حفظ و استحکام آن از اهمیت زیادی برخوردار است.به قدری استحکام خانواده مهم است که یکی از عوامل مهم استحکام اجتماع است. امنیت روحی و روانی در خانواده از مهم ترین عواملی استکه امنیت روانی جامعه به آن بستگی دارد.اگر در نهاد خانواده، دین و مسائل دینی مطرح باشد در سطح جامعه نیز مطرح می شود. با این جال در عصر کنونی نظام خانواده دچار مشکلات شده است که کم کم آن را به سستی می کشاند. بر این اساس باید تلاش کرد که نهاد خانواده کاملاً مستحکم باشد. اما عوامل استحکام خانواده چیست؟ بسیاری از افراد گمان می کنند اگر بخواهند از ابتدا لوازم و مقدمات استحکام خانواده را فراهم نمایند باید مهریه های سنگین و جهیزیه های مجلل و گران قیمتی را در نظر بگیرند(که به قول معروف دست و پای داماد را ببندند). و به طور کلی شرایط اقتصادی و مادی را به گونه ای تعریف کنند که از هم پاشی آن جلوگیری کنند! اما تجربه نشان داده است که این تعریف، تعریف مناسبی برای محکم شدن پایه های یک زندگی مشترک نیست و روشی کاملاً اشتباه است. هیچگاه مهریه های سنگین یا جهیزیه های مجلل عامل بقاء خانواده نبوده و نیست. هر چند ممکن است در برخی موارد از نظر ظاهری مانع جدایی شود؛ اما هرگز نمی تواند مانع جدایی روحی و روانی و جدایی دل ها شود.
مهم ترین ارکان استحکام خانواده «مودت» و «رحمت» میان زن و مرد است:
«مودت» یعنی «دوستی عاقلانه و نه دوستی غریزی» و «رحمت» یعنی «گذشت مهربانانه از لغزش ها و کوتاهی های یکدیگر». اگر تشکیل خانواده بر پایه دوستی های غریزی باشد، دیر یا زود چنین دوستی و مودتی فروکش خواهد کرد و آرام آرام روابط زناشویی به سردی می گراید( به قول معروف تب تند زود عرق میکند) به علاوه، تصمیم هایی که بر اساس غریزه است، تصمیم های آگاهانه و انتخاب های عاقلانه ای نیستند. به همین دلیل، خیلی زود با مشاهده موارد بهتر از قبلی برای ارضای غریزه ممکن است تمایلی به نسبت به همسر خود نداشته باشد. اما دوستی هایی که با انتخاب آگاهانه و تصمیمی عاقلانه آغاز می شود، هر چه بر مدت آن بگذرد، بر استحکام آن افزوده می شود. زیرا هر چه سن بالاتر رود تجربه های زن و مرد بیشتر شده و عقا آنها نیز بد و خوب زندگی و فراز و نشیب های زندگی را بیشتر درک می کنند. به همین دلیل، فضایی صمیمی تر و مهربان تر را در کانون خانواده شکل خواهند داد. از سوی دیگر، خانواده ای وجود ندارد که اختلاف در آن نداده باشد، و لو در سطح اختلافات سلیقه ای، مهم، داشتنِ مهارت حل اختلافات است. اگر خانواده بر پایه مودت شکل گرفته باشد، اختلافات نیز بر پایه «رحمت» رفع خواهند شد. توصیه اسلام همین است که به هنگام اختلافات و در برابر لغزش های طرف مقابل از سر رحمت برخورد کنید. یعنی نسبت به هم گذشت داشته باشید و با مهربانی و رأفت ،لغزش های یکدیگر را نادیده بگیرید.
زمانی که فرد تشکیل خانواده می دهد در حقیقت از حالت فردی خود را خارج می کند و تعهد و مسولیتی اجتماعی را می پذیرد. خود را در قبال افراد دیگر مسول می کند. از حالت «من» بودن در آمده و شرایط «ما» بودن تن می دهد.
مسولیت پذیری در قبال سایر اعضای خانواده باعث می شود که فرد در حمایت های مادی و معنوی از آنان و دلسوزی و مراقبت از هیچ کوششی دریغ نکند.
همدلی، مداردا کردن و حفظ و تقویت روابط عاطفی که بین اعضای خانواده برقرار است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. و از طرفی این مساله را مورد تأکید قرار می دهد که رفق و مدارا در میان اعضای خانواده موجب نشود که کجروی ها و انحرافات یکدیگر را سرپوش بگذارند و در اصلاح یکدیگر کوتاهی نمایند.
باید توجه داشت کارکرد خانواده فقط در فراهم ساختن نیازهای اقتصادی خلاصه نمی شود؛ بلکه وظیفه اساسی آن، مراقبت از فرزندان، نظام بخشی به رفتار غریزی نوجوانان و جوانان و تأمین نیازهای فرهنگی و اجتماعی آنان است. البته در جوامعی که خانواده در آنها سهمی جز آسایشگاه موقت شبانه ندارد، چنین احکامی هم نیست.
با اینکه همدلی تک تک اعضای خانواده در روابط خانوادگی بر است؛ اما به هر حال در هر نوع روابط انسانی ممکن است اختلافات و کشمکش هایی پیدا شود. برای آنکه از رخ دادن چنین وقایعی جلوگیری کنیم و راه حلی عاقلانه و عادلانه ارائه دهیم برای هر یک از اعضای خانواده در قبال سایر اعضا، حقوق و وظایفی را معین کرده است: حقوق مشترک میان همسران و حقوق اختصاصی زن و مرد و حقوق متقابل میان والدین و فرزندان. در یک خانواده اسلامی این حقوق و وظایف به خوبی رعایت می شوند. در صورتی که این حقوق رعایت نشود و آن وظایف نیز انجام نشود، به طور قطع کارکردهای اخلاقی و اجتماعی خانواده را تضعیف می کند و آن را از کارآمدی لازم می اندازد. کمترین فایده و ثمره رعایت حقوق متقابل میان اعضای خانواده این است که روابط خانوادگی را به درستی و به صورت عادلانه تنظیم می کند.
البته این را می دانیم که مراعات قوانین حقوقی به خودی خود نمی تواند فضایی صمیمی و همدلانه ایجاد کند. در محیط خانواده بیش از آنکه بخواهیم به حقوق طرفین تکیه کنیم لازم است فضای محبت و همدلی برقرار باشد. فضای احسان و ایثار است که محیط خانواده را سرشار از محبت و زیبایی می کند.
بعد از نیاز جنسی که می توان آن را نخستین عامل تشکیل زندگی مشترک دانست، تأمین نیازهای عاطفی و روانی را می توان مهم ترین عامل برای تدوام و بقای نظام خانواده دانست. به همین دلیل می توان گفت یکی از شاخصه های سبک زندگی در محیط خانواده اصالت دادن به عواطف متقابل میان همسران و به طور کلی همه اعضای خانواده نسبت به یکدیگر است. خانواده مطلوب، خانواده ای است که محل امنیت و آرامش و سکون است. اضطراب و تشویش و بی اعتمادی در آن جایی ندارد. اصولاً یکی از اهداف اصلی، توصیه به تشکیل خانواده است. چرا که با تشکیل خانواده محلی برای سکونت و آرامش زن و مرد و سایر اعضای خانواده تأمین نماید.
به طور حتم ممکن نیست با توجه به نکات پیشین کسی تصور کند که در خانواده ای نزاع و اختلاف و مشاجره ای وجود نداشته باشد. این تصور، تصور درستی نیست. نزاع و اختلاف و مشاجره در هر خانواده ای ممکن است رخ دهد. نکته مهم آن است که اساس خانواده از نگاه انسانی بر آرامش و امنیت است و اختلافات مقطعی هرگز نباید این اساس را سست کند. وقتی هدف اصلی را بدانیم در زمان هایی که ممکن ااست اختلافهایی در خانواده به وجود آید، می توانیم با سرعت و دقت مشکل را تشخیص دهیم. در این میان برای حل اختلافات خانوادگی می توان راه حل های عاقلانه و عادلانه ای را پیش پای همسران قرار داد. به همین دلیل است که اصل مشورت و سرپرستی را اصولا به مرد خانواده می سپارند اصل چشم پوشی، انعطاف پذیری که در مواقعی که اختلاف به وجود آید از سست شدن بنیان های اصلی خانواده جلوگیری شود. توجه به این اصول می تواند از به هم ریختگی فضای عاطفی خانواده جلوگیری نماید. در مواقعی که به هردلیلی میان زوجین اختلافاتی پیش می آید یکی از بهترین راه های رفع اختلاف، مشاوره و همفکری است. با مشورت و همفکری می توان خواسته های متفاوت را به خواسته ای مشترک و یا برنامه های متضاد را به برنامه ای واحد تبدیل کرد.
در عین حال، در زندگی خانوادگی ممکن است اختلافاتی پیش آید که با همفکری و مشورت نمی توان به نتیجه درست و قاطعی رسید. ادامه دادن چنین وضعی می تواند به اساس کانون خانواده لطمه جبران ناپذیر وارد سازد، در چنین مواردی باید تدبیری دیگر اندیشید. امکان ندارد اجتماعی بدون هیچ مدیری بتواند به حیات خود ادامه دهد. اگر در هر جمع و اجتماعی، در مواقع بحرانی فردی نباشد که سخن آخر را بگوید، بدون تردید هویت جمعی از هم فرو می پاشد.
خانواده مطلوب در نگاه اول خانواده ای است که اعضای آن با یکدیگر روابطی محبت آمیز داشته باشند. همیشه تلاش شده که اعضای خانواده تشویق شوند تا روابطی محبت آمیز و عاشقانه با یکدیگر داشته باشند.
به عنوان مثال در تعالیم اسلامی بوسیدن فرزند نیز دارای پاداش و ثواب اخروی است که نشان از این دارد که تاکید زیادی به روابط محبت آمیز و عاشقانه افراد خانواده با همدیگر دارد.
هر چند در محیط خانواده عشق و محبت اعضا به یکدیگر نمود بیشتری دارد؛ اما همواره باید مواظب بود که عدالت و انصاف در برخورد با اعضای خانواده فدای عشق و محبت نشود. به عنوان مثال، روابط محبت آمیز والدین با فرزندان اگر بخواهد خارج از چارچوب عدالت باشد، ممکن است پیامدهایی چون حسادت، خودکم بینی، ضعف شخصیتی، احساس درماندگی، قطع ارتباط با والدین و دیگر اعضای خانواده، کینه توزی، دشمنی با سایر اعضای خانواده و امثال آنها را در برخی از فرزندان داشته باشد. حتی رفتار غیر عادلانه با فرزندان ممکن است در آینده، اساس خانواده را با مشکل مواجه کند.
البته اگر تبعیض، دلیل معقول و موجهی داشته باشد، پذیرفتنی است. به عنوان مثال، اگر یکی از اعضای خانواده فردی اخلاقی تر، مقید تر، دین دارتر، تلاش گرتر و نسبت به دیگران خدوم تر است، طبیعتاً باید مورد محبت بیشتر قرار گیرد.
اهمیت دادن به والدین و توجه ویژه به آنان و تلاش در جهت تأمین نیازهای شان از اموری است که تأکید ویژه نسبت به آن شده است. خدمت به آنان وسیله دستیابی به بهشت معرفی شده است.
جوانی خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلم) رسید و عرضه داشت من تمایل فراوانی برای جهاد در راه خدا دارم و برای این کار نیز از نشاط لازم برخوردارم. پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) به او فرمود پس این کار را انجام بده و بدان که اگر در راه خدا کشته شوی، در حقیقت، زنده ای و نزد خدا روزی می خوری و اگر در این راه مرگت فرا رسد، اجر و پاداش تو بر عهده خدا است و اگر به سلامت برگردی همه گناهانت بخشیده می شود و همچون کسی خواهی بود که تازه به دنیا آمده است. آن جوان در پاسخ گفت ای پیامبر خدا! پدر و مادر پیری دارم. آنان با من انس دارند و دوست ندارند من از آنها جدا شوم.
فرزندان در ارتباط با والدین خود باید توجه داشته باشند که رابطه فرزند با پدر و مادر مهم ترین نوع رابطه ای است که دو انسان می توانند با یکدیگر داشته باشند. علت پیدایش وجود فرزند، والدین هستند. یعنی فرزند وابستگی وجودی به والدین خود دارد. این رابطه یک سویه است. زیرا فرزند هرگز نمی تواند علت وجودی پدر و مادر خود باشد. یعنی وجود پدر و مادر وابسته به وجود فرزند نیست. به همین دلیل، حقوق والدین بر فرزند به مراتب بیش از حقوق فرزند بر والدین است. در نتیجه مسؤولیت های او در قبال پدر و مادر قابل مقایسه با مسؤولیت والدین در برابر او نیست. به عنوان مثال، هیچ فرزندی نمی تواند علت هستی بودن والدین خود را جبران کند.
از این نوع آیات رویه قرآن به خوبی به دست می آید. احسان به پدر و مادر در ردیف خداپرستی و شرک گریزی ذکر می شود. پدر و مادر در سبک زندگی از چنان جایگاه بالایی برخوردارند که نگاه کردن به آنان عبادت است.
یکی از وظایف اخلاقی اعضای خانواده این است که برای تأمین معاش و مایحتاج زندگی خود و خانواده شان، هر کدام به سهم خود، فعالیت کنند. یک خانواده مطلوب، خانواده ای تلاش گر، فعال، و از نظر اقتصادی مستقل است. کار و تلاش اعضای خانواده افزون بر آنکه عزت نفس آنان را تأمین می کند، موجب نشاط و سلامت روحی و روانی تک تک اعضا نیز خواهد بود. البته در این میان بر اساس ارزش های اسلامی، نقش مردان، بیش از نقش زنان است. به تعبیر دیگر، مدیریت اقتصادی خانواده بر دوش مرد است؛ البته زن در این میان نقشی انکارناپذیر دارد. همانطور که در بحث سبک زندگی اسلامی در کسب و کار با تفصیل بیشتری خواهیم دید، از دیدگاه اسلام کسی که برای تأمین مخارج اعضای خانواده اش تلاش کند، مانند کسی است که در راه خداوند جهاد می کند.
سبک زندگی...ما را در سایت سبک زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 22